کیارشکیارش، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

نی نی خوشگلم کیارش

19-20 ماهگی کیارش گلم

1392/7/1 12:32
نویسنده : مامی کیارش
1,335 بازدید
اشتراک گذاری

دوستای عزیزو مهربونم سلام.... یا بقول کیارشم.... سیـــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــا نیشخند

بعد از یه غیبت کبری ایی که داشتم،حالا اومدم ازشرین کاری های پسملی بگم....خجالت

پسر گلم علاقه شدیدی به سلام دادن داره ، تا حدیکه، تو خونمون از این اتاق میره اتاق بغلی ....

سوار ماشین شدنی یا پیاده شدنی ..... ،در آسانسور و وا میکنه ، و خودشو تو آینه میبینه.... میگه سیلا....

وای نمیدونین چقدر شیطون شده.....

بلای مامان میره بالای مبل...با لهجه شیرین خودش 

میگه نیشخند مامانـــــــــــــــــــی ....

میگم خیال باطل جــــــــــــــــــــــــــانم...

میگه نیشخند ســـــــــــــــــــــه....

میگم بغل آفریــــــــــــــــــــــــن....

بعدش میگه شیطان پر و می پره .... تعجب

وای حالا شما فک کنین اون لحظه من چه شکلی میشم؟؟؟!!!! خنثی

به هیچ کدم از وسایل خونه که دیگه رحم نمیکنه.... ابرو

طفلی بچم کلی کمک حالمه.... آخه همیشه قبل من ،ظرف شویی و لباس شوییمو را میندازههیپنوتیزم

از شکستن نگو که عشقم دیگه کلـــــــــــــــــــــی خبره اینکار شده....اوه

 دس رو دلم نذارین که چشم دلم میسوزه که وقتی یادم میافته چند تا از شمع دونی هامو که خیلی دوسشون داشتمو .....

ولی همش فدای یه تار موی شما عشـــــــــــــقم.....ماچقلب

دیگه خیلی از کلماتو با لهجه شیرین خودش ادا میکنه....

میگم اسمت چیه مامانی؟ میگه کیــــــــــــــــــــــــــــــــایشی.... گاها هم میگه کیـــــــــــــــــا.... قلب

میگم چند سالته؟میگه 3... ابرو میگم مامانی آخه هنوز تو خیلی مونده بشی 3 ساله...یول

 بعد با خودم فک میکنم میگم الحق که پسری نیشخند

میگم مامانی خوبی؟ میگی بلی.... ماچ

عاشق اون بوسه های خوشگلتم که منو باهاشون همیشه سورپرایز می کنی....خجالت

وقتی غریبه رو میبینی دیگه مثل قبل نیستی(به لطف مهد) لبخند.... یعنی خیــــــــــــلی بهتر شدی....

میگم دست بده...سلام کن.....دس میدی و میگی سیلا.... بغل

(البته میونت با آقایون خیلی بهتر از خانوماست....)

عاشق نی نی هستی ...وقتی میبینیشون داد میزنی میدویی سمتشون و بغلشون میکنی و به روش احوال پرسی خودت یه آخ کوچولو نثارشون میکنی بعدشم خودت نازشون میکنی مشغول تلفن.....

خیلی شرمنده میشم جوجو با این کارت آخ..... نمیدونم کی ترکش میکنی چشم..... هی میگم نکن پسرم ... نکن عشقم.... ناز کن و .... ولی باز ..... عصبانی

پسر خاله و دخترخالتو خیلی دوس داری... آخه وقتی اونا رو میبینی ... کلی باهات بازی میکنن...لبخند

اسم پسر خالت محمدمهدیه که بهش میگی ممد.... (اوایل صداش میزدی محمش)نیشخند

اسم دختر خالت هم مریمه که بهش میگی ممش...نیشخند

(منم به شوخی به خواهرم میگم ننه ممش ، ننه محمش)زبان

به بابا بزرت میگی ... حاژی بابایی... 

وقتی دعوات میکنم (مثلا).... گریه میکنی، میگی... حاژی بابایی.... قاقایی.... دردری.... بعدش منم حســـــــــــــــــاس خجالت... بیدیو بیدیو میام بغلت میکنمبغل... ماچت میکنمماچ.... لوست میکنم قلب(هر چند خودم مخالف 100% لوس کردن بچه ام،ولی دلم راضی نمیشه اونجوری به حاجی بابات پناه میاری)

به مادر بزرگت میگی... بادری....

یه دوس داری که اسمش ارشیاست... که شما صداش میزنی ....ایشیایی....

هر چی خانوم خوشگلو که تو خیابون میبینی ،داد میزنی میگی.... حـــــــــــــــــــــــــــاله..... متفکر (بازم جای شکرش باقیه که نمیگی م.ا.م.ا.ن......خنثی)

هر چی تو خونه میگیمو ،انجام میدیمو، فوری ثبت و ضبطش میکنی....تعجب

مثلا باباییتو  مثل من صداش میزنی عدایییییییی (عطایی)... 

تو اون لحظه من: قهقههقهقههقهقهه

و بابایی :  منتظر بازنده

و باز هم بابایی : پسرم... کیارشم ... من کیم؟ لبخند

کیارشی : بابایــــــــــــــــــی

و بابایی : ماچخیال باطل

و من:شیطان دوباره بابایی رو نشونش می دم ،میگم این کیه مامان؟ مژه

کیارشی : عداااااااایــــــــــــــــــــــی

و بابایی : کلافه

و من : نیشخند

اینم چند تا عکس از جوجوی مامان:

 

 

الهــــــــــــــــــــــــــــی همیشه لبات خندون باشه گلم.... عاشق آب بازی هستی...

اینجا هم یه مسافرت کوچولو داشتیم به یکی از شهرستان ها،عاشق پله ای،اونجا هم ، حتی یه پله رو رد نمیکردی.... قهر

عشقمی .... یکی یدونه مامان 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

حامد
30 شهریور 92 20:13
ائله سنین جانیننان
خدا برا مامان بابا حفظت کنه
به مامان بابا بگو بیارتت شرکت ما هم ببینیمت بعد دیشلماخت کنیم
اینجوری دستشونو بگیر بیا


مرسی...لطف دارین شما، به شرکت آمدن همانا.....کنفیکون شدن شرکت همانا....
پریا
31 شهریور 92 10:02


پسمل خوشگل خاله


مرسی خاله جونم
مامان کیارش
1 مهر 92 8:57
وای عزیز دلم چقدر ناز و بلا شده
عزیز دلم
توی این سن فقط خرابکاری میکنن که البته ما عشق می کنیم ولی خوب همه اینطوری نیستن


بله.... فقط خرابکاری پشت خرابکاری.... :|
رها
7 مهر 92 12:12
عشقم
ناااااااااااازم
فدااااااااش بشم من
عین مامانش بلااست
قربون اون پاهای توپولیت بشم من
ماشا... هر روز گاز گرفتنی تر میشه این بچه


مرســـــــــــــــــی عزیز مهربونم
هدیه
7 مهر 92 16:42
ای جاااااااااان
شما دو تا وروجک هم انقد همسرت رو اذیت نکنین، چه خوب مادر و پسر همدست میشن
عکساش مثل ِ همیشه عااااااالی ان


مرســـــــــــی هدیه جونم.....
مهسا مامان کیارش
21 مهر 92 14:55
عزیزم چقد شیطون و دوست داشتنی شدی خوشگلم


ممنونم عزیز دلم.....
مامان کیارش
11 آبان 92 8:47
پس مامانی کجایی؟ همه چی خوبه؟
مامی کیارش
پاسخ
مرســـــــــــــــی مامانی مهربون که نگرانم بودی... شکر... یکم سرم شلوغه... ایشالله سعی می کنم زود به زود بیام از این پس....